چند روز پیش رفته بودم کتابخانه تا کتاب امانت را تحویل بدهم و طبق معمول با مدیر کتابخانه گرم گفتگو بودم که مراجع دیگری که پسر شانزده هفده ساله‌ای بود برای گرفتن کتاب آمد داخل، سفارش کتاب داد و شماره اشتراک ونام خانوادگی‌اش را گفت ، به محض شنیدن فامیلی‌اش رو به اوکردم و گفتم ببخشید اسم پدر شما یاسر است؟ با کمی تامل و تعجب گفت: نه ولی یه عمو دارم که اسمش یاسر است. چطور؟ گفتم من ۲۵ سالی است که این عمو یاسر شما رو ندیدم و هیچ خبری ازش ندارم اگر ممکنه شماره تلفنش رو به من بده، دیدم داره مِن‌مِن میکنه گفتم بیا این شماره تلفن من رو بگیر به بابات بگو فلانی از من شماره خواسته باباتم منو میشناسه شماره رو بعدا” برام اس‌ام‌اس کن، طفلی یه نفس راحتی کشید و گفت چشم حتما” بعد کتابش رو گرفت و رفت.


بعد ازظهر برادرزاده‌ی یاسر شماره عموش را فرستاد و عذرخواهی کرد که همون موقع از شماره دادن طفره رفته.

چند روزی گذشت تا یه وقت مناسب پیدا کردم برای تماس، چند بوق خورد تا گوشی را برداشت، الو بفرمائید گفتم آقا یاسر محمودی؟ بله شما؟ گفتم برای اینکه بشناسی ۲۵ سالی باید بری عقب، یه مکث کوتاهی کرد و اسم و فامیل منو گفت، گفتم عجب برادرزاده دهن لقی داری بهش گفتم از من به عموت چیزی نگیا! گفت نه بابا وقتی برگشتم به اون سالها تنها کسیکه بدون لهجه حرف میزد تو کلاس خودت بودی به همین خاطر پیدا کردنت کارسختی نبود.

خلاصه بعد از کلی خوش و بش و مرور خاطرات قرار شد ملاقات حضوری داشته باشیم.

بعد از اینکه تلفن قطع شد چند دقیقه‌ای رفتم به همون سالها، کلاس۱۷ نفره سال دوازدهم ، هفده نفری که گمان می‌کردیم برای همیشه باهم می‌مونیم چون هیچوقت سر خرابکاری‌هامون همدیگه رو لو نمی‌دادیم حتی با تهدید منحل شدن کلاس پشت هم بودیم، ولی توی همه این سالها با هیچکدوم ارتباط نزدیکی نداشتم و یاسر هم همینطور بود بنابراین متوجه شدم این فاصله فقط برای من نبوده. البته به نظر می‌رسد برای داشتن ارتباط سالم و جذاب این سابقه دوستی که مدتها از آن گذشته اعتبار چندانی ندارد گرچه آن سالها بی‌وقفه هر روز هرروز هرروز کنار هم بودیم آنهم نه شش ماه یک‌سال، چهارسال!

ولی این دلیلی برای این نیست که می‌شود آن دوستی‌ها را به همان غلظت ازنو برقرار کرد، چون انسانها بنا به شرایط و فرهنگ و محیط پیرامونشون با هم ارتباط برقرار می‌کنند، به متر و معیار و خوب و بدش کار ندارم فقط این را میدانم اگر فاصله طولانی بین رابطه بیفته نباید شناخت قبلی را ملاک قرار داد حتی اگر سابقه روابط قبلی پر از خاطرات خوب باشه. همچنانکه گاهی شاهد جمع شدن دوستان قدیمی در یک مکان پس از گذشت سالها بوده‌ایم و بعد از کلی آی‌آی و عجب روزگاری بود و جملاتی از این دست به پایان رسیده و پس از آن دورهمی خاطره‌انگیز تنها عکس و فیلم باقی مانده و بس!
به نظر میرسد همچنانکه برای ارتباط جدید برایمان روشن است که باید با دوراندیشی گسترش یابد ارتباطات قدیمی نیزکه وقفه‌ای طولانی داشته است برای بازیابی نیازمند احتیاط است وشرط احتیاط اینست به سرعت به عمق ومداومتش مانند همان سالها اصرار نورزیم.
دوستی و رابطه‌‌های قدیمی که به روزرسانی نشده باشد دوام نمی‌آورد.
بنابراین رابطه‌های قدیمی هرچند عمیق که مدتهاست به روزرسانی نشده معیار قابل اتکایی برای ارتباط جدید نیست زیرا رفتار و شخصیت در طول زمان دستخوش تغییر شده ولی شناخت طرفین در همان نقطه متوقف شده است و این مغایرت گاهی چنان موجب دلخوری می‌گردد که هرازگاهی رابطه به کلی دفن می‌شود.

یاحق