اگر می‌خواهی شخصیت یک نفر را بشناسی، به ماشینش نگاه نکن؛ به جایی که پارک می‌کند نگاه کن!

آدم‌ها وقتی پشت فرمان هستند، فقط ماشین را جابه‌جا نمی‌کنند؛ گاهی بخشی از شخصیتشان را هم به نمایش می‌گذارند.

مثلاً

کسی که دوبله پارک می‌کند، شاید همیشه عجول نباشد؛ اما ممکن است گاهی راحتی خودش را به آسایش دیگران ترجیح دهد.

کسی که کج پارک می‌کند، شاید آدم بی‌نظمی نباشد؛ اما احتمالاً همیشه هم درگیر جزئیات نیست و می‌گوید: همین که کار راه افتاد، کافیه!

کسی که با فاصله زیاد از جدول پارک می‌کند، شاید محتاط باشد؛ کسی که می‌ترسد ماشینش آسیب ببیند و ترجیح می‌دهد کمی بیشتر فاصله بگیرد تا خیالش راحت باشد.

اما آن کسی که ماشینش را میلی‌متری کنار جدول می‌چسباند، احتمالاً دوست دارد همه‌چیز دقیق و تحت کنترل باشد؛ حتی اگر چند سانتی‌متر هم جای اشتباه باقی نماند!

کسی که دقیقاً وسط خطوط پارک می‌کند، احتمالاً با قانون و نظم راحت‌تر است.
حق خودش را می‌شناسد، اما معمولاً حواسش به حق دیگران هم هست.

آن کسی که دو جای پارک را با یک ماشین اشغال می‌کند، اگر این کار را عمداً انجام دهد، شاید در آن لحظه یک پیام ساده دارد:

مهم نیست دیگران چه می‌خواهند؛ من راحت باشم.

کسی که برای پارک کردن ده بار جلو و عقب می‌رود، شاید کمال‌گرا باشد؛ دوست دارد همه‌چیز درست و بی‌نقص باشد و با یک پارک کج، شبش خراب شود!

اما کسی که یک‌ضرب پارک می‌کند و حتی اگر کمی کج باشد، پیاده می‌شود و می‌رود، احتمالاً بیشتر اهل عمل است تا وسواس؛ برایش انجام شدن مهم‌تر از بی‌نقص انجام شدن است.

کسی که همیشه دورترین جای پارک را انتخاب می‌کند، شاید اهل دردسر کمتر باشد؛ چند قدم بیشتر راه می‌رود، اما ترجیح می‌دهد ماشینش از شلوغی و برخورد دور باشد.

و کسی که همیشه دنبال نزدیک‌ترین جای پارک است، شاید آدمی باشد که دوست دارد برای رسیدن به خواسته‌اش کمترین هزینه و انرژی را صرف کند.

اما یک رفتار از همه جالب‌تر است:

کسی که قبل از پارک کردن، چند دقیقه دنبال بهترین جای ممکن می‌گردد.

شاید او فقط دنبال جای پارک نیست؛ دنبال اطمینان است.
می‌خواهد مطمئن شود انتخابش درست است، ماشینش امن است و بعد با خیال راحت پیاده شود.

البته یک نکته را نباید فراموش کرد:

از روی یک بار پارک کردن، نمی‌شود شخصیت یک آدم را شناخت.

شاید کسی که دوبله پارک کرده، عجله داشته باشد.
شاید کسی که کج پارک کرده، تازه رانندگی یاد گرفته باشد.
شاید کسی که دور از جدول ایستاده، فقط حواسش پرت شده باشد.

اما وقتی یک رفتار بارها تکرار می‌شود، دیگر فقط یک اتفاق نیست؛ تبدیل به یک الگو می‌شود.

و شاید به همین دلیل است که پارک کردن، بیشتر از آنکه درباره ماشین باشد، درباره رابطه ما با دنیاست:

چقدر به دیگران فکر می‌کنیم؟
چقدر به نظم اهمیت می‌دهیم؟
چقدر از اشتباه می‌ترسیم؟
چقدر نیاز داریم همه‌چیز تحت کنترل باشد؟
و وقتی کسی کنار ما نیست که رفتارمان را قضاوت کند، واقعاً چطور رفتار می‌کنیم؟

شاید دفعه بعد که خواستی ماشینت را پارک کنی، قبل از اینکه در را ببندی، یک لحظه به جای پارک نگاه کنی، شاید ماشینت، چیزهایی درباره خودت به تو بگوید که خودت هنوز نمی‌دانی.

پیمان احتشام زاده