دنیا بهیک بیمارستان روانی بزرگ تبدیل میشد اگر…

همیشه صدای گنجشکها را درحد جیکجیک میشناختم،

امروز اهنگ متفاوتی از گنجشکی شنیدم حالا این صوت برای آواز خواندن است یا صحبت کردنِ آنها یا هنوز کشف نشده یا من نمیدانم، به هر حال صدایی که امروز به گوش من رسید آهنگ دیگری داشت که جدید بود.
به این فکر میکردم آنها صدای ما انسان ها را چگونه می شنوند؟
آیا با صوت خاصی ما را شناسایی میکنند و پیش خودشان می گویند این صدای انسان است و فقط صدا را تشخیص میدهند و این همه دیالوگ: انواع فحش, تهمت و غیبت و افترا زدن به یکدیگر را، همه را همه را در حد یک صدا از انسان می شنوند،
کاش که اینطور باشد و الا این اشرف مخلوقات که به او معرفی شده چه آبرویی ازش میرود، اینگونه
حداقل آبرویمان نزد گنجشکها حفظ میشود البته کسی چه میداند شاید گنجشکها هم مانند انسانها در گفتگوهای شان از ادبیات نادرست و یا حتی نادرستتری استفاده کنند و اگر چنین باشد چه خوب که ما آن را نمیفهمیم.
لحظهای تصور کنید اگر قرار بود گِله و شکایت و داد و ناسزایِ گنجشکها را بشنویم زندگی چقدر سخت میشد.
فکر کنید صبح از خواب بیدار شویم و یک مُشت حرفهای هشلهف از سرِ دیوار بشنویم واقعاً چقدر تحملش سخت بود ولی الان در حد آواز و نهایتاً در حد گفتگویی که با هم دارند برای ما فقط قابل شنیدن است نه فهمیدن، حالا میخواهد فحش باشد میخواهد قربان صدقه باشد و یا هر چه که باشد.
واقعاً خالقمان به همه چیز فکر کرده وگرنه چه بلبشویی میشد. تازه این که فقط گنجشکها بودند، تصور کنید مورچهها گوسفندها سگها و گربهها و یا هر جانور دیگری اگر قرار بود گفتگوهایشان برای ما قابل فهمیدن بود گمانم،
دنیا به یک بیمارستان روانی بزرگ تبدیل میشد.
یاحق

واقعا خالق مان به همه چی فکر کرده
خدایاشکرت
مفهوم فکر برای خالق را نمیتوانم تصور کنم ولی بهر حال گمانم همه چیز جای خودش است.